تبليغاتX
عاشق زندگی

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

آرم وبلاگ
زندگی زیباست
زشتی های آن تقصیر ماست
در مسیرش آنچه نازیباست
تدبیر ماست
پیوندها
جستجوگر

طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
لینک RSS

دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد

گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد

دوست دارم که به پابوسي باران بروم

آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد

اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد

اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد

چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد

بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد

آخرين حرف من اين است،زميني نشويد

فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد

 

نشد. هر کاری کردم فکر کنم که دنیا سیاه نیست٬ نشد.  چه جوری خودمو گول بزنم وقتی دارم

با چشمای خودم می بینم سیاهی های دنیا و آدماشو. من دلم گرفته. من خسته شدم از زندگی.

من عاشق زندگی نیستم. من ازش متنفرم. از زندگی٬ از دنیا٬ از خیلی از آدماش. من از اولش

هم عاشق زندگی نبودم. تمام تلاشمو کردم که عاشقش بشم ولی نشد. خسته شدم از اینکه همه

رو نصیحت کنم که اگه امروزشون تیره و تاره شاید فردا اینجوری نباشه در حالیکه خودم از

اون روزی که به دنیا اومدم با این همه امید هر روزم تیره تر شد از دیروز.

دیگه نمیخوام خودمو گول بزنم. زندگی اصلاْ قشنگ نیست. هر جوری هم که بهش نگاه کنی

فرقی نمیکنه. دیگه نمیام اینجا. از اینکه خودمو عاشق زندگی معرفی کنم در حالیکه از اون

متنفرم٬ خسته شدم. عاشق زندگی واسه همیشه مسافر شهر غمه. دیگه هیچوقت بر نمیگرده.

 

روزی که به دنیا اومدم این شکلی بودم  یه مدت که گذشت این شکلی شدم  آخه هنوز

نمی دونستم که پا تو چه جهنمی گذاشتم. یه جهنم که اسمش دنیاست. تا مدتها قیافه ام این

شکلی بود  نه اینکه خیلی خوشبخت بودما٬ نه. ولی هنوز اونقدر که باید دنیا

با زندگیم بازی نکرده بود. بعد از چند وقت ٬ وقتی تازه خوب و بد رو از هم تشخیص دادم

از آدما و زندگی هاشون تعجب کردم و قیافه ام اینجوری شد  از دست بازی های روزگار

این شکلی شدم  تصمیم گرفتم عاشق زندگی و زنده بودن بشم و یه جور دیگه به زندگی

نگاه کنم به خاطر همینم این مدلی شدم  ولی دیدم فایده ای نداره به خاطر همینم میدونم

تا عمر دارم این شکلی ام   حالا هم که دیگه میخوام برم این شکلی ام  تا روز که

زنده ام.

 

نوشته شده توسط: عاطفه در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387|+|

من زمین و آسمان را

کهکشان را دوست دارم

من پل رنگین کمان را

آفتاب مهربان رادوست دارم

ابرهای پر ز باران

کوهساران

ماهتاب و لاله زاران

من تمام مردم خوب جهان را دوست دارم

من تمام شاپرکهای جهان را دوست دارم

خنده های ناگهان را

من تمام درد های تلخ و شیرین جهان را دوست دارم

من تمام ساکنان قلبهای عاشقان را دوست دارم

من دروغ بچگان را

شیطنتهای همیشه بکرشان را

رازشان را

پاکی احساسشان را

خنده های شادشان را

بادبادکهای قشنگ و نازشان را

دستهای کوچک وپربارشان را

هر نگاه خالی از نیرنگشان را

اعتماد خالی از تردیدشان را

من تمام شیطنتهای جهان را دوست دارم

سایه های کاج های مهربان را

بید مجنون ها و برگ نازشان را

سروها و قامت رعنایشان را

نخلها و ارتفاع نابشان را دوست دارم

یادم آمد من خدا را وخودم را وجهان رادوست دارم

دوست دارم

دوست دارم

می پرستم.....

تا ابد هر جا که هست

نوشته شده توسط: عاطفه در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387|+|
زندگی رودخانه ای است از فنا تا فنا

زندگی اصلاْ پدیده ای منطقی نیست

منطق ساخته و پرداخته ذهن ماست

زندگی حیرت در شگفتی هاست

پرسه زدن در زیبایی هاست

زندگی معامله نیست

تجارت نیست

شهود عاشقانه اشیاست

زندگی سفر است

کسانی که جایی در گوشه و کنارها اتراق می کنند

زندگی را می بازند

انسان باید در حرکت باشد

هر جا که اتراق شود٬ زندگی در آنجا می میرد

 

نوشته شده توسط: عاطفه در دوشنبه هجدهم شهریور 1387|+|
جملات زیبا
دنیا زنگ تفریحه ولی یادت نره که زنگ بعد حساب داریم

 

مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آن غولی می سازند که اسمش تقدیر است.

 

زندگی دو روز است. یک روز با تو و یک روز علیه تو. آن روز که با توست مغرور نشو و آن روز که علیه توست نا امید نشو.

 

فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند. دیروز با خاطراتش مرا فریب داد و فردا با وعده هایش مرا خواب کرد. وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود.

 

وقتی تو کسی را می بخشی بدان معنی نیست که او لیاقت بخشش را دارد. بلکه بدان معنی است که تو لیاقت به آرامش رسیدن را داری.

 

بزرگترین اشتباه ما این است که پیوسته از اشتباه کردن واهمه داشته باشیم.

 

برای پرش های بلند گاهی لازم است چند قدمی به عقب برویم.

 

خدا برای شنیدن صدای تو به فریاد احتیاج ندارد ولی تو برای شنیدن صدای خدا به سکوت احتیاج داری.

 

زندگی کوتاه است. اگر هر از چند گاهی نایستی و به اطراف نگاه نکنی آن را از دست خواهی داد.

 

نوشته شده توسط: عاطفه در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387|+|
دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن

همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه

خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گریه پناه آدماس

تر و تازه موندن گل ماله اشک شبنماس

ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه

اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه

ماهه من غصه نخور خیلیها تنهان مثل تو

خیلیها با زخمای زندگی آشنان مثل تو

ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره واسش

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه

اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه


نوشته شده توسط: عاطفه در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387|+|

شاهد تنهای سکوتم

درفلک آغاز رمزی با سکوتم

نگاهم فراسوی نگاهی نیست

شاهد نگاه دیگری نیست

دشتهارا می پیماید

کوه ها را فتح می کند

تا اگر می رسید بر سر آسمان

شاهد غوغای آبم

شاهد مرگ سرابم

ای سراب تنها دیگر سرابی نیست

یقین من باوری دارد

یقین من هنوز هم باوری دارد

باور دریای شورانگیز آشنایی

یقین من هنوز هم باوری دارد

باور قطره های بی انتهای باران

دیگر شاهد سکوت نیستم

اینک من شاهد غوغای آسمانی پرنده ها هستم که سبک بال می گشایند

وسفری را در اعماق شکست سکوت آغاز می کنند.

     

نوشته شده توسط: عاطفه در دوشنبه یازدهم شهریور 1387|+|

رفتار من عادی است

اما نمی دانم چرا

این روزها

از دوستان و آشنایان

هرکس مرا می بیند

از دور می گوید :

این روزها انگار

حال و هوای دیگری داری!

اما

من مثل هر روزم

با آن نشانیهای ساده

و با همان امضا ، همان نام و با همان رفتار معمولی

مثل همیشه ساکت و آرام

این روزها تنها

حس می کنم گاهی کمی گنگم

گاهی کمی گیجم

حس می کنم

از روزهای پیش قدری بیشتر

این روزها را دوست دارم

گاهی

- از تو چه پنهان -

با سنگها آواز می خوانم

و قدر بعضی لحظه ها را خوبی می دانم

این روزها گاهی

از روز و ماه و سال ، از تقویم

از روزنامه بی خبر هستم

حس می کنم گاهی کمی کمتر

گاهی شدیدا بیشتر هستم حتی اگر می شد بگویم

این روزها گاهی خدا را هم

یک جور دیگر می پرستم

نوشته شده توسط: عاطفه در چهارشنبه ششم شهریور 1387|+|

یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه.

یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار می ارزه.

بستگی داره تو دست کی باشه.



یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه.

یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار می ارزه.

بستگی داره تو دست کی باشه.


یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است.

یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها می ارزه.

بستگی داره تو دست کی باشه.



یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است.

یک تیرکمون تو دست  حضرت داوود یک اسلحه قدرتمنده.

بستگی داره تو دست کی باشه.




دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه.

دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه.

بستگی داره تو دست کی باشه.



همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه.

پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو

به دستان خدا بسپار چون...

بستگی داره تو دست کی باشه.

 

نوشته شده توسط: عاطفه در شنبه دوم شهریور 1387|+|

زندگی بازی نیست

زندگی،

برگ پژمرده پاییزی نیست

زندگی

بوته خشک کویر

ریشه پوک درخت

خزه خیس قنات

یا کلوخ لب جوی

خس و خاشاک بیابانها نیست

زندگی

زیستن است

زیستن: حرکت پیوسته رود

جوشش چشمه نور

موج سنگین دل دریاها

رویش سبز بهار

گل امید نگاه عاشق

تپش قلب کبوترها

در باران است

نوشته شده توسط: عاطفه در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387|+|
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

 

به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحظه آمدنت را بدانیم....

 

در انتظار دیدنت همه دلها بی قرارند

 

نوشته شده توسط: عاطفه در شنبه بیست و ششم مرداد 1387|+|
منوي اصلی
امكانات
خانگي سازی وبلاگ
اضافه به علاقه منديها
بارگذاری مجدد صفحه
ذخيره كردن صفحه
پرينت صفحه

آرشیو ماهانه
آمار
» تعداد بازدیدها:
» مرورگر:
امکانات اضافي

onLoad and onUnload Example

All Rights Reserved by goldonyas.Blogfa.com - © 2006